علامه حکیمی «فیلسوف عدالت» آسمانی شد+ مروری بر زندگی و اندیشه‌‌ها

علامه محمدرضا حکیمی، مرزبان توحید و عدالت، اندیشمند دینی، نویسنده برجسته علوم اسلامی و مؤلف کتاب گران‌سنگ «الحیاه» و از شاگردان آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، پس از عمری مجاهدت‌های علمی در سن ۸۶ سالگی دارفانی را وداع گفت.

استاد محمدرضا حکیمی طی ماه‌های اخیر چند بار به علت ابتلا به کرونا و بار دیگر به علت ضعف جسمانی ناشی از بیماری در بیمارستان بستری شدند و تحت مراقبت‌های ویژه قرار گرفت، اما پس از بهبود وضعیت و با نظر پزشکان از بیمارستان ترخیص و روند درمان در منزل پیگیری می‌شد تا اینکه ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه آخرین شب مرداد ۱۴۰۰ به علت کهولت سنی دیده از جهان فرو بست.

محمدرضا حکیمی، مجتهد، نویسنده آثار دینی و از باورمندان مکتب تفکیک است. حکیمی از منتقدان فلسفه صداریی است و آثاری در نقد الهیات صدرایی نوشته است. به باور او عقل دینی‌، خودبنیاد است و برای شناخت معارف دین باید مستقل از فلسفه اندیشید. بر همین اساس مهم‌ترین اثر او مجموعه حدیثی الحیاه است که تلاش کرده است یک نظام فکری بر اساس احادیث شیعی تصویر کند.

علامه حکیمی عصاره فقاهت در فروع و اصول و پیش‌گام در بازتولید مجتهدانه اندیشه‌های اجتماعی در دوران معاصر بود‌. زهد، تقوا، معنویت، مجاهدت علمی و عملی، نواندیشی چارچوب‌مند، احیای تاریخ مجاهدت‌های عالمان شیعه، تولید آثار فاخر در رشته‌های مختلف علوم اسلامی، عدالت‌خواهی ضابطه‌مند از شاخصه‌های بارز ایشان بوده است.

حکیمی که انسانی آزاده و متصف به مکارم اخلاق است، در عرصه سیاسی و اجتماعی، عدالت‌محور و فقرستیز است. او حکومت دینی‌ را با معیار عدالت‌ورزی و اجرای عهدنامه مالک اشتر ارزش‌گذاری می‌کند. از همین رو او را «فیلسوف عدالت» نامیده‌اند. اندیشه‌های تفکیکی و اجتماعی و سیاسی او مورد انتقاد برخی محققان قرار گرفته است.

او نویسنده‌ای پر اثر است و آثار او معمولاً با ادبیاتی حماسی نوشته شده‌اند. الحیاه،‌ خورشید مغرب، امام در عینیت جامعه، الهیات الهی و الهیات بشری، و مکتب تفکیک برخی از آثار او است. در بزرگداشت او نیز آثاری همچون «مرزبان توحید: کارنامه محمدرضا حکیمی» منتشر شده است.

مروری بر زندگی مرحوم استاد محمدرضا حکیمی؛ صاحب مجموعه «الحیاه»

محمدرضا حکیمی در سال ۱۳۱۴شمسی در مشهد به دنیا آمد. او در دوازده سالگی تحصیلات حوزوی را از مدرسه نواب مشهد آغاز کرد و در طول دوران تحصیل از اساتیدی چون ادیب نیشابوری دوم، میرزا احمد مدرس، مجتبی قزوینی (درس‌های فلسفی و الهیاتی)، هاشم قزوینی، سید محمدهادی میلانی (خارج فقه و اصول)، آقابزرگ تهرانی، غلامحسین محامی بادکوبه‌ای، علی‌اکبر الهیان و اسماعیل نجومیان استفاده کرد. در سال ۱۳۸۰ق از آقابزرگ تهرانی اجازه نقل روایت گرفت. حکیمی هم‌چنین مقداری از علوم غریبه را نزد سید ابوالحسن حافظیان مشهدی(درگذشته ۱۳۶۰ش) و برخی دیگر از استادان آموخت.

حکیمی از در دهه چهل شمسی هوادار آیت‌الله خمینی بود و تلاش کرد که استادش شیخ مجتبی قزوینی را با خود همراه کند. در نتیجه قزوینی با همراهی عده‌ای دیگر از علمای دینی مشهد به قم رفته و با آیت‌الله خمینی دیدار کردند. حکیمی به خاطر فعالیت‌ها و سخنانش در جلسات تحت فشار دستگاه‌های امنیتی حکومت پهلوی قرار گرفته بود. حکیمی در مشهد جلساتی با نام الغدیر دایر کرده بود و درباره کتاب الغدیر گفتگو و سخنرانی برگزار می‌کرد.

حکیمی در خرداد سال ۱۳۴۵ش از خراسان به تهران رفت. او با شهید مرتضی مطهری و مرحوم محمدتقی جعفری دوستی داشت. وی با دکتر علی شریعتی نیز از مشهد و در کانون حقایق اسلامی آشنا شده و با او ارتباط گسترده‌ای داشت. شریعتی در نامه‌ای به حکیمی وصیت کرده و اجازه تصحیح آثارش را داده بود.

حکیمی نویسندگی را از جوانی آغاز کرد و قدیمی‌ترین متن منتشر شده او مقاله‌ای است درباره غدیر که در ۱۳۴۰ش در نامه آستان قدس منتشر شد. محمد اسفندیاری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ اسلام، حکیمی را نویسنده‌ای صاحب سبک و یکی از بیست نویسنده برتر در نثر فارسی می‌داند.

او هم‌چنین به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و در طول سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۵شمسی که در مشهد بود در انجمن‌های ادبی مشهد به‌ویژه انجمن فردوسی شرکت می‌کرد. او نخستین قصیده عربی خود را در ۱۹ سالگی برای استادش ادیب‌ نیشابوری دوم سرود. قصیده‌ای که حکیمی در ۲۵ سالگی و در استقبال از یکی از قصائد ابن سینا سروده بود مورد تمجید علامه حائری سمنانی و بدیع الزمان فروزانفر قرار گرفت. بخشی از شعرهای حکیمی در کتابی با نام «ساحل خورشید» منتشر شده است.

حکیمی چون می‌خواست مبارزه کند، هیچ‌گاه ازدواج نکرد. وی با آنکه در حوزه علمیه تحصیل کرده است و مدتی طولانی نیز لباس رسمی روحانیان را می‌پوشید، مدت‌هاست که این لباس را بر تن نمی‌کند.

حکیمی نویسنده‌ای پر کار است. از او بیش از ۵۰ کتاب منتشر شده است. هم‌چنین او بر بیش از ۳۰ کتاب‌ مقدمه نوشته و برای ۳۷ کتاب یادنامه نیز مقاله نوشته است. آثار محمدرضا حکیمی را در پنج گروه دسته‌بندی کرده‌اند؛ نخست آثاری که درباره مکتب تفکیک هستند، دوم آثاری که با هدف تبویب و تبیین روایات اهل بیت نگاشته شده‌اند، آثاری که شناساننده آموزه‌های فردی و اجتماعی اسلام هستند، چهارم آثاری که با محوریت زندگی عالمان دین تدوین شده‌اند و بالاخره کتاب‌هایی که مجموعه مقالات متفرقه حکیمی را خود جا داده‌اند. برخی از آثار او عبارتند از:

الحیاه مجموعه‌ای حدیثی که با همراهی دو تن از برادرانش آن را نگاشته است؛ خورشید مغرب؛ امام در عینیت جامعه؛ الهیات الهی و الهیات بشری (در دو جلد)؛ حماسه غدیر؛ مکتب تفکیک؛ بیدارگران اقالیم قبله؛ عقلانیت جعفری؛ اجتهاد و تقلید در فلسفه؛ معاد جسمانی در حکمت متعالیه؛ مقام عقل؛ پیام جاودانه و….

اندیشه‌های تفکیکی

محمدرضا حکیمی دانش‌آموخته عالمان مکتب تفکیک است و بدان باور دارد و در ترویج آن می‌کوشید. بر همین اساس نخستین کسی است که از عنوان مکتب تفکیک استفاده کرد و کتابی درباره این مکتب نوشت و آن را تبیین کرد. در این نظام اندیشگی که مکتب معارفی خراسان هم نامیده شده است، تأکید فراوانی بر تفکیک بین فلسفه و عرفان و باورهای دینی می‌شود. بر اساس تبیین حکیمی این سه، راه‌های مختلفی در نظام شناخت انسانی هستند و فلسفه و عرفان نمی‌تواند جایگزین شناخت دینی بشود.

عقل خودبنیاد دینی: شناخت دین بر اساس ثقلین

حکیمی در راستای تبیین مکتب تفکیک اصطلاح «عقل خودبنیاد دینی» را ساخته است. منظور او از عقل خودبنیاد دینی که آن را بالاترین مرحله از مراحل هفت‌گانه عقل می‌داند، عقلی است که در سایه وحی قرار می‌گیرد و یافته‌هایش را با آموزه‌های وحیانی می‌سنجد. به گفته حکیمی در کتاب «اجتهاد و تقلید در فلسفه»، عقل دچار ده گونه محدودیت در شناخت حقایق است.

نقد باورهای فلسفی

حکیمی در کتاب‌ها و مقالات متعددی باورهای فلسفی رایج به ویژه نظام فکری صدرایی را نقد کرده است. به عنوان مثال در کتاب «الهیات الهی و الهیات بشری»، الهیات ناشی از فلسفه را الهیات بشری توصیف کرده و آن را در مقابل الهیات الهی قرار می‌دهد. حکیمی هم‌چنین در چند مقاله تبیین حکمت متعالیه از معاد جسمانی را نقد کرده است. این مقالات بعدها در کتابی با «نام معاد جسمانی در حکمت متعالیه» منتشر شدند.

منتقدان حکیمی برداشت‌های او از منابع فلسفی را قابل دفاع نمی‌دانند و او را متهم به استفاده ابزاری از کلمات فیلسوفان می‌کنند. سید حسن اسلامی نیز در مقاله‌ای کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه» را نقد کرده و برداشت‌های حکیمی از مطالب ملاصدرا را تخطئه کرده است. رضا آذریان نیز در کتاب «بازخوانی معاد جسمانی صدرائی»، با عنوان فرعی نقد قرائت تفکیکی از معاد جسمانی، تبیین محمدرضا حکیمی از معاد جسمانی را نقد کرده است.

عدالت‌خواهی و فقرستیزی

از منظر حکیمی، دین برای تربیت و سیاست آمده است و پدیده‌ای الهی-اجتماعی است. هدف جامعه دینی ایجاد زمینه رشد است و این زمینه بدون اجرای عدالت به هیچ وجه محقق نمی‌شود. از نظر حکیمی اصل اقامه قسط بر همه اصول و قواعد فقهی حاکم و مقدم است و حاکم می‌تواند به نفع طبقات فرودست در توزیع ثروت و تعدیل ثروت‌های وافر دخالت کند. او کتاب «منهای فقر» را در همین راستا نوشت و برخی این کتاب را انقلابی‌ترین کتاب حکیمی دانستند.

تأکید حکیمی بر عدالت تا آنجاست که او را «فیلسوف عدالت» نامیده‌اند. البته رسول جعفریان، تاریخ‌پژوه معاصر، اندیشه عدالت‌خواهی حکیمی در الحیاه را متأثر از سوسیالیسم دانسته است. چنان‌که نظریه او تساوی‌گرایانه، نتیجه‌محور، باعث بزرگ‌ترشدن دولت و ناکارآمدی آن و محدودکننده مالکیت خصوصی ارزیابی شده است.

اندیشه سیاسی

بر اساس مقاله «مبانی و اندیشه سیاسی محمدرضا حکیمی»، وی در آغاز به حاکمیت فقهیان به عنوان نایب امام زمان(ع) معتقد بود؛ ولی در ویرایش‌های بعدی آثارش نظرش را تغییر داده است. حکیمی در دوران غیبت امامان شیعه، به حکومت مُسانِخ معتقد است. حکومت مسانخ، حکومتی است که بیشترین سنخیت و شباهت را با حکومت امامان معصوم داشته باشد. معیار این سنخیت اجرای عهدنامه مالک اشتر است. بنابراین چنین حکومتی می‌تواند به صورت پارلمانی نیز باشد و نیازی به اندیشه ولایت فقیه ندارد.

حکیمی از علاقمندان به انقلاب اسلامی ایران بود؛ ولی اندک‌اندک به دلیل آن‌که عدالت را در نظام جمهوری اسلامی نیافته است، گرفتار چرخش نظری شده و به یکی از منتقدان نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده بود. اسفندیاری برای اندیشه حکیمی در این باب از تعبیر «انقلابی که ناتمام ماند»، استفاده کرده است.

بزرگداشت

کتاب «مرزبان توحید: کارنامه محمدرضا حکیمی» در بزرگداشت او نوشته شده است. این کتاب زیر نظر سعید حسینی منتشر شده است. کتاب دربردارنده بیش از ۱۰۰ مقاله درباره حکیمی و اندیشه‌های اوست و توسط انتشارات علمی و فرهنگی الحیاه منتشر شده است. «فیلسوف عدالت، نگرشی به زندگی علمی و عملی علامه حکیمی»، که در سال ۱۳۸۳ منتشر شده و نویسنده آن کریم فیضی است. کتاب «راه خورشیدی» نوشته محمد اسفندیاری نیز از کتاب‌هایی است که به عنوان آینه‌ای از اندیشه‌های حکیمی توصیف شده است. این کتاب را انتشارات دلیل ما منتشر کرده است.

این ضایعه اسفناک را به حوزه‌های علمیه، مراجع عظام، علاقه‌مندان ایشان و خاندان فرهیخته حکیمی تسلیت گفته و علو درجات و مغفرت الهی را از درگاه خداوند متعال برای استاد فقید خواستاریم.


گفتنی است، مراسم تشییع و تدفین مرحوم استاد محمدرضا حکیمی روز سه شنبه در حرم مطهر رضوی با رعایت پروتوکل‌های بهداشتی برگزار می‌شود.

 

 

منبع: سایت شبکه اجتهاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا