حاج آقا مصطفی مجموعه‌ای از زیبایی‌ها بود

آیت‌الله سید محمد سجادی، از شاگردان حضرت امام خمینی است که ۱۰ سال در درس ایشان شرکت داشته است. وی همچنین از شاگردان نزدیک مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی نیز بوده است. او که مدیر موسسه تحقیقاتی علامه شهید مصطفی خمینی نیز هست، گواهی اجتهاد خود را از آیات عظام مرعشی نجفی و فاضل لنکرانی دریافت نموده است. شایان ذکر است تفسیر آیت‌الله سید مصطفی خمینی برای اولین بار توسط ایشان در ایران منتشر شد. همچنین کتاب «دروس الاعلام و نقدها» که مجموعه‌ای است دروس بعضی از بزرگان نجف که ایشان آن را تقریر و نقد نموده‌اند نیز به همت آیت‌الله سجادی و توسط انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام منتشر شده است. مشروح این گفتگو نخستین بار در آبان‌ماه ۱۳۹۲ منتشر شده که اکنون بازنشر می‌شود

نحوه آشنایی شما با حاج‌آقا مصطفی خمینی چگونه بود؟

یکی از نعمت‌های خوبی که خداوند به انسان می‌دهد همراهی با خوبان است. در دعا هم از خدا می‌خواهیم که «اللهم ارزقنی مرافقه الابرار». خداوند این نعمت بزرگ را به ما داد که نزدیک به بیش از ۴۰ سال با ایشان در ارتباط باشیم؛ یعنی حدود ۴۰ و اندی سال پیش که از ایران فرار کردیم و به عراق رفتیم و مجبور بودیم که بمانیم. به واسطه علاقه‌ای که به مرحوم امام داشتیم در این مدت تبعید در محضر ایشان بودیم و حاج‌آقا مصطفی هم همه‌کاره دفتر امام بود. از همانجا با هم آشنا شدیم. پس از مدتی حاج‌آقا مصطفی درس اصول را شروع کردند. درس ایشان عصرها در همان مسجدی که امام صبح‌ها فقه می‌گفتند برگزار می‌شد و درس ایشان هم چاپ شده است.

چند نفر شاگرد داشتند؟

اوایل با چهار پنج نفر آغاز شد ولی کم کم درس ایشان رونق پیدا کرد و اواخر، نزدیک به سی چهل نفر بودند. ایشان در اصول بیشتر در راستای شرح و تفصیل مباحث امام حرکت می‌کرد.

درس ایشان چگونه بود؟

ایشان آدم نابغه و خوش‌ذوقی بود و برای درس زحمت می‌کشید و مطالعه می‌کرد. به علاوه نبوغ بالایی هم داشت. درس اصول ایشان هفت هشت سال طول کشید. شب‌های ماه رمضان هم فقه کتاب الصوم می‌گفتند. تفسیر هم داشتند که پنجشنبه‌ها می‌گفتند که این مباحث هم چاپ شده است. پیش از اینکه مؤسسه امام به میدان بیاید ما این کار را چاپ کردیم و بعد آنها با تحقیقات بیشتر چاپ در پنج جلد کردند.

یعنی شما پیش از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در انتشار آثار حاج آقا مصطفی ورود پیدا کردید؟

بله. ما پیش از مؤسسه کار را شروع کردیم. پس از اینکه ما به ایران آمدیم مخطوطات ایشان را تحویل کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی دادیم که نسخ خطی ایشان حفظ بشود. پس از آن خدمت مرحوم امام رسیدیم و برای انتشار آثار ایشان اجازه گرفتیم که ایشان این کار را خیلی خوب دانستند. آن زمان که زمان وزارت ارشاد آقای خاتمی بود، ما تفسیر ایشان را چاپ کردیم و خدمت امام بردیم که ایشان خیلی خوشحال شدند و تشکر کردند. بعد هم به نظرمان رسید که به نام ایشان مؤسسه‌ای تشکیل بدهیم که بیش از ده پانزده سال پیش این کار را کردیم و تا امروز هم مشغول انجام کارهایی در این زمینه هستیم. البته در حال حاضر مجموعه آثار ایشان به طور کامل منتشر شده و ما مشغول کارهای دیگری هستیم.

آثار ایشان تقریرات کدام یک ازشاگردانشان است؟

همه آثاری که چاپ شده است نوشته‌های خود ایشان است.

در درس امام چگونه بود؟

هیمنه درس امام به حضور ایشان و اشکال و جواب ایشان و امام بود.

می‌گویند حاج آقا مصطفی خیلی شوخ‌طبع بودند.

بله. حاج‌آقا مصطفی مجموعه‌ای از زیبایی‌ها بودند. اخلاق خوبی داشتند، ذوق خوبی داشتند، اهل اخلاص بودند. در عین حال اهل ذکر و عبادت و توسل بودند. ما سفرهای زیادی با همدیگر به کربلا داشتیم. قافله‌ای بود که پیاده به کربلا می‌رفتند و علما نیز حضور داشتند. از جمله مرحوم آقای قدیری، خاتم، شهید مدنی، آیت‌الله رضوانی و گروهی دیگر از دوستان که همراه ایشان پیاده به کربلا می‌رفت. ایشان برای امام هم خیلی خوب بود. چون فرزندی بود که از هر لحاظ تمام بود. یعنی هم اخلاق خوبی داشت هم تقوی داشت و هم از نظر علمی مورد توجه بود. یعنی مردی بود که حوزه نجف و علما ایشان را قبول داشت.

نگاه ایشان نسبت به طیف روشنفکر چگونه بود؟

ایشان نسبت به روشنفکرها خیلی خوش‌بین نبودند.

ارتباط‌شان با علما در نجف چگونه بود؟

ایشان ارتباط خوبی با علمای نجف داشتند. ارتباط عمومی قوی‌ای داشتند و با همه ارتباط برقرار می‌کردند. البته ایشان دوره کوتاهی در دروس بعضی علمای نجف شرکت کردند، ولی فقط برای اینکه سبک درس را ببینند. بیشتر ممحض در درس امام و درس خودشان بودند.

ایشان با خود امام بحث خصوصی هم داشتند؟

در ترکیه که دو نفر بودند مباحثاتی داشتند، ولی در نجف نه؛ فکر نمی‌کنم. علی ای‌حال یکی از خوش‌اقبالی‌های امام پسران ایشان بود.

حاج آقا مصطفی نماز مستقلی از امام هم داشتند؟

نه. همان نماز امام در مسجد هندی را شرکت می‌کردند.

ارتباط ایشان با انقلابیون چگونه بود؟

هر ارتباطی بود به واسطه ایشان بود.

ایشان توصیه‌های خاصی هم داشتند؟20130803660

تأکید ایشان بر اخلاص و یاد مرگ بود. بعضی از رفقا می‌گفتند که ایشان مقابل آینه می‌ایستاد و به خودش می‌گفت مصطفی می‌میری! حواست را جمع کن! ایشان علی‌رغم اینکه فرزند امام و داماد حاج شیخ مرتضی حائری بودند، بسیار متواضع بودند. صفا و نورانیت ایشان به همه این مسائل غلبه داشت. امام هم واقعا در فقدان ایشان خیلی اذیت شدند. این که بعضی می‌گویند امام اصلا در غم ایشان گریه نمی‌کردند یک دروغ بزرگ است. در محافل و در مقابل بقیه البته همین‌طور بود ولی شب‌ها تا صبح از این غم گریه می‌کردند. این گروه افراد که می‌گویند امام اصلا گریه نمی‌کرد متوجه نیستند که این نوعی توهین به امام است که برای فقدان چنین فرزند لطیفی اصلا گریه نکند.

من دو ماه پیش از فوت ایشان خواب دیدم که جنازه ایشان روی دوش ملائکه به صحن علوی وارد شد؛ و البته ایشان تا روز قبل از وفاتشان هم سر درس حاضر بودند و ما سر درس بودیم. ایشان بهترین جای نجف دفن شده‌اند. مقبره مرحوم آیت‌الله شیخ محمدحسین اصفهانی غروی و ایشان در یک غرفه است که یک جای واقعا استثنایی است و گویا حضرت امیر ایشان را در بغل گرفته است. آن هم به واسطه شدت اخلاص و تلاش‌شان بود و فدیه‌ای بود برای امام و پس از آن بود که جریان انقلاب و امام سرعت گرفت.

خبر فوت ایشان به امام را چه کسی داد؟

قاعدتا باید احمد آقا داده باشد.

شما در مراسم تشییع ایشان بودید؟

بله. نماز ایشان را آیت الله خویی خواندند و همه علما و فضلای نجف حضور داشتند.

چند سال پیش مصاحبه‌ای با همسر امام انجام شد. ایشان گفته بود که فوت حاج آقا مصطفی برای من سخت‌تر از فوت احمد آقا و حضرت امام بود.

حاج آقا مصطفی از یک طرف ناگهانی فوت کردند و از طرف دیگر در غربت امام در ترکیه و نجف سپر بلا بودند. در کتب ایشان که می‌بینید یک‌باره شروع به دعا می‌کند و برای پدرش دعا می‌کند که خدایا پدرم را کمک کن و خدایا «هب له ملکا لاینبغی لأحد من بعده».

امام و حاج‌آقا مصطفی در قم غریب‌تر بودند یا در نجف؟

در نجف. وضعیت ما در نجف مثل وضعیت مکه قبل از فتح پیغمبر بود که همه چیز امام و رفقایش در نجف حلال بود. در آنجا که ما را کمونیست می‌دانستند؛ و حتی برخورد فیزیکی و ضرب و شتم هم صورت گرفت و یکی از آقایان عینک آقای دعایی را شکست. اما مشی امام و توسل امام به امیرالمؤمنین این مسائل را حل کرد. امام این‌قدر حلیم و کریم بود که اولا هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌داد و کار خودش را می‌کرد. بعد هم که به ایران آمد به تمام این افراد امکانات داد.

 


منبع: سایت اینترنتی مباحثات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا