اميرمومنان علي (ع) ده سال پيش از بعثت پيامبر (ص) ديده به جهان گشود و در حوادث تاريخ اسلام همواره در كنار پيامبر اسلام (ص) قرار داشت و پس از درگذشت آن حضرت نيز سى سال زندگى نمود .
در اين متن به دوران مختلف زندگي آن حضرت اشاره اي مختصر مي گردد :
از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام( ص)
زمانى كه على (ع) ديده به جهان گشود ، بيش از سى سال از عمر با بركت پيامبر اكرم (ص) نگذشته بود و پيامبر (ص) در چهل سالگى به رسالت مبعوث گرديد ، بنابراين على (ع) در موقع بعثت پيامبر بيش از ده سال نداشت.
على(ع) در اين دوره كه دوره حساس شكل گيرى شخصيت و دوره پذيرش تربيتى و روحى او بود ، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربيت او بسر برد . مورخان اسلامى در اين زمينه مى نويسند :
يك سال ، قحطى بزرگى در مكه رخ داد . در آن زمان ابوطالب عموى پيامبر داراى عائله زياد و هزينه سنگينى بود . حضرت محمد (ص ) به عموى ديگر خود «عباس» كه از ثروتمندترين افراد بنى هاشم بود ، پيشنهاد كرد كه هر كدام از ما يكى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببريم تا فشار مالى ابوطالب كم شود ، عباس موافقت كرد و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند. ابوطالب با اين پيشنهاد موافقت كرد در نتيجه عباس ، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود بردند . على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنكه خداوند او را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصديق كرد و از او پيروى نمود. پيامبر اسلام (ص) پس از گرفتن على (ع) فرمودند : همان را برگزيدم كه خدا او را براى من برگزيد.
على (ع) در دوران خلافت خود ، در خطبه «قاصعه» به اين دوره تربيتى خود اشاره نموده و مى فرمايد :
« شما (ياران پيامبر) از خويشاوندى نزديك من با رسول خدا و موقعيت خاصى كه با آن حضرت داشتم آگاهيد و مى دانيد موقعى كه من خردسال بودم ، پيامبر مرا در آغوش مى گرفت و به سينه خود مى فشرد و مرا در بستر خود مى خوابانيد به طورى كه من بدن او را لمس مى كردم ، بوى خوش آن را مى شنيدم و او غذا در دهان من مى گذارد . من همچون بچه اى كه به دنبال مادرش مى رود ، همه جا همراه او مى رفتم ، هر روز يكى از فضائل اخلاقى خود را به من تعليم مى كرد و دستور مى داد كه از آن پيروى كنم .»
على (ع) در غار حرا
حضرت محمد (ص) پيش از آنكه به رسالت مبعوث شود ، سالى يك ماه در غار حرا به عبادت مى پرداخت و در اين مدت اگر تهيدستى نزد وى مى رفت به او طعام مى داد و وقتى كه ماه به پايان مى رسيد و مى خواست به خانه برگردد ، ابتدأ به مسجدالحرام مى رفت و هفت بار يا هر قدر كه خدا مى خواست خانه خدا را طواف مى كرد و سپس به منزل خود باز مى گشت.
قرائن نشان مى دهد كه حضرت محمد (ص) با عنايت شديدى كه نسبت به على (ع) داشت او را در آن يك ماه همراه خود به حرا مى برد.
وقتى كه فرشته وحى براى نخستين بار در همان غار بر حضرت محمد (ص) نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت ، على (ع) در كنار آن حضرت بود و آن روز از همان ماهى بود كه حضرت محمد (ص) براى عبادت به كوه حرا مى رفت.
على (ع) در خطبه «قاصعه» در اين باره مى فرمايند:
« پيامبر هر سال در كوه حرا به عبادت مى پرداخت و جز من كسى او را نمى ديد… هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد ، صداى ناله شيطان را شنيدم ، به رسول خدا عرض كردم : اين ناله چيست؟ فرمود: اين ناله شيطان است و علت ناله اش اين است كه او از اينكه در روى زمين اطاعت شود ، نااميد گشته است . آنچه را من مى شنوم تو نيز مى شنوى و آنچه را مى بينم تو نيز مى بينى جز اينكه تو پيامبر نيستى ، بلكه وزير (من) و بر خير و نيكى هستى.»
اين گفتار گر چه مى تواند مربوط به عبادت پيامبر در حرا در دوران پس از رسالت باشد ، ولى قرائن گذشته و اينكه عبادت پيامبر در حرا غالبا قبل از رسالت بوده است ، نشان مى دهد كه اين گفتار مربوط به دوران قبل از رسالت پيامبر اسلام (ص) باشد . در هر حال پاكى روح على (ع) و تربيت هاى پي گير پيامبر سبب شد كه او در همان دوران كودكى با قلب حساس ، ديده نافذ و گوش شنوا ، چيزهايى را ببيند و اصواتى را بشنود كه براى مردم عادى ديدن و شنيدن آنها ممكن نيست.
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه مى نويسد :
« در كتب صحاح روايت شده است كه وقتى جبرئيل براى نخستين بار بر پيامبر نازل گرديد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت ، على (ع) در كنار پيامبر اسلام بود.» .



