امر به معروف و نهی از منکر از مهمترین تکالیف اجتماعی و از فرایض مهم در شریعت اسلام است که هدف آن تنها تذکر زبانی نیست؛ بلکه حفظ ارزشهای دینی، جلوگیری از گسترش فساد و صیانت از مصالح عمومی جامعه را دنبال میکند. یکی از مباحث مهم فقهی درباره این دو فریضه، شرط احتمال تأثیر است؛ یعنی آیا در صورت اطمینان از بیاثر بودن تذکر، همچنان انجام آن واجب خواهد بود؟
دیدگاه امام خمینی
امام خمینی در بررسی این مسئله، مواردی را مطرح میکند که حتی در نبود احتمال تأثیر، امر به معروف و نهی از منکر همچنان ضرورت دارد. مهمترین این موارد عبارتاند از:
- هنگامی که موضوع از امور حسبه باشد؛ یعنی اموری که شارع نسبت به ترک آنها رضایت ندارد.
- زمانی که سکوت در برابر بدعت یا انحراف، موجب تضعیف باورهای دینی شود.
- اگر بیتفاوتی سبب شود در جامعه، معروف و منکر جای یکدیگر را بگیرند.
- هنگامی که سکوت در برابر گناهکار به نوعی تأیید یا تقویت رفتار او تلقی شود.
- اگر سکوت، فرد یا جریان گناهکار را در ارتکاب منکرات دیگر جسورتر کند.
- چنانچه سکوت عالمان و افراد منتسب به دین موجب شود مردم آنان را همراه یا شریک ستمگران تصور کنند و اعتبار اجتماعی دین و عالمان آسیب ببیند.
وجه مشترک این موارد آن است که حتی بدون اثرگذاری مستقیم تذکر، مقاصد و مصالح مهم شریعت از طریق اقدام به امر و نهی قابل حفظ است.
مقایسه با دیدگاه شاطبی
در میان عالمان اهل سنت، دیدگاه ابواسحاق شاطبی از جهات مختلف به نظر امام خمینی نزدیک است. شاطبی هدف اصلی شریعت را تأمین مصالح دنیوی و اخروی انسانها میداند و مصالح ضروری را در محورهایی همچون حفظ دین و جان انسانها تبیین میکند.
بر این اساس، در شرایطی که ترک نهی از منکر به تضعیف دین، تقویت ظلم و آسیب به جان افراد منجر شود، نمیتوان وجوب نهی از منکر را صرفاً به احتمال تأثیر وابسته کرد.
مقایسه با دیدگاه حیدر حبالله
در میان اندیشمندان شیعه نیز حیدر حبالله با رویکردی مقاصدی، از دیدگاه امام خمینی در این مسئله حمایت کرده و توجه به اهداف و غایات شریعت را یکی از عوامل شکلگیری این دیدگاه دانسته است.
نتیجه گیری
در مجموع، تحلیل امام خمینی از شرط احتمال تأثیر، رویکردی متمایز در فقه امر به معروف و نهی از منکر ارائه میدهد. نزدیکی این دیدگاه به اندیشه مقصدگرایان، بهویژه شاطبی، نشان میدهد که حفظ مصالح و مقاصد شریعت میتواند بر نتیجه مستقیم و فوری امر به معروف و نهی از منکر تقدم پیدا کند. بااینحال، پرسش مهم این است که آیا این رویکرد مستقیماً از فقه مقاصد سرچشمه گرفته یا از قرائت اجتماعی و سیاسی امام خمینی از اسلام تأثیر پذیرفته است؛ مسئلهای که پیوند میان فقه مقاصد و فقه حکومت را برجسته میکند.




